هفته گذشته موفق به دیدن فیلم شدم فیلمی محکم و خوش ساخت از کارگردان مطرح آلمان هانکه که روایت روزگار روستایی است در آلمان که در سال های قبل از جنگ جهانی اول می گذرد .فیلم راوی دارد که معلم مدرسه بوده و در زمان بیان داستان پیر شده و در ابتدا می گوید شاید بعضی خاطرات در گذر زمان تغییر کرده باشد و همین اول تکلیف با بیننده روشن است و باید با نگاهی سوبژکتیو به تماشایش نشست .
فیلم از روزی که دکتر ده به خانه بر میگشته و در نزدیک خانه با حادثه ای عمدی زمین می خورد و راهی بیمارستان می شود آغاز می شود .کسی نمی داند مقصر اصلی کیست و در نمای بعدی خانه کشیش روستا نمایان می شود و در اینجا شاهد نظامی پدرسالارانه از آداب غذا خوردن بگیر تا بوسیدن دست پدر و مادر موقع شب به خیر گفتن در بیرحم ترین نوع ممکنش هستیم .
و اینجا است که پدر روحانی که به بچه ها در خصوص اتفاقی که برای دکتر افتاده مشکوک می شود برای دختر و پسر بزرگش با ذکر این ادله که در کودکی به دلیل معصومیتشان روبانی سفید بر بازو می بسته اند این بار هم که گناه کرده اند دوباره همان روبان را بر بازویشان خواهند بست تا معصومیت گذشته را احیا کنند .
از این جا است که اتفاقات ناخوشایند پشت هم می افتد مثل کشته شدن زن روستایی در حادثه ای در انبار ، خراب کردن مزرعه در روز جشن ، دزددین و تنبیه شدید پسر سرمایه دار و شکنجه وحشتناک کودک عقب افتاده که فضایی رعب آور بر روستا حاکم می کند .
از سوی دیگر شاهد رفتار غریب و بیمار گونه افراد این جامعه کوچک در محیطی مذهبی و قرون وسطایی هستیم .دکتر که نشانی از فرد تحصیل کرده روستا است با دختر خود بعد از مرگ همسرش رابطه جنسی دارد بچه های کشیش سراسر خشونتند و اوج این خشونت کشتن پرنده مرد به دست دخترش است که قیچی را طوری در بدن حیوان کرده که شکل صلیب به خود بگیرد .کشیش برای اینکه پسرش خود ار ضایی نکند دست های او را به تخت می بندد و پیرمرد مستاصل روستایی وقتی کاری برای انجام ندارد خودش را دار می زند و زن مالک روستا که به شوهرش خیانت می کند .
جامعه روستایی که هانکه تصویر کرده درگیر خرافه و تفکر قرون وسطایی است جامعه ای اصم که با بیرون خود رابطه ای ندارد و می شود آن را حتی به جهان خرافی امروز تسری داد .
فیلم در پی یافتن جواب شدت سیعیت ارتش رایش سوم است .ارتشی که قلب اروپای مدرن و روشنفکر را هدف قرار داد و درگیر جنگی بزرگ کرد . نسلی که از تربیت خشونت را دریافت می کند و هنوز بالغ نشده طعم مرگ زیر زبانش می رود می تواند کل دستاورد بشر را خاکستر کند .
و روبان سفید معصومیت که بر بازوی کودک می نشیند استحاله به بازوبند حزب نازی خواهد یافت و یکسره شقاوت و خونریزی خواهد an.
فیلم کاندید اسکار شده و اگر لجبازی کن و اسکار نبود مطمئن بودم اسکار را می برد .
