جوانی به سعی
دستهای خالی کمرهای پر صورتهایی که در حسرت یک بوسه جوش میزند همخوابگی های خیس در حمام در فا حشه خانه مغز رویای بوییدن گودی گردن دختر همسایه و جوانی ای که در آخرین پک علف می سوزد .
دستهای خالی کمرهای پر صورتهایی که در حسرت یک بوسه جوش میزند همخوابگی های خیس در حمام در فا حشه خانه مغز رویای بوییدن گودی گردن دختر همسایه و جوانی ای که در آخرین پک علف می سوزد .
آنقدر خرابم امشب که فا حشه خانه در برابرم آبادی است
از دست های تو دست رفت و های های ماند
یکی پانعرب بود دیگری پانترک بیچاره دخترک تنها و تنها پاندول بود .
آنقدر در رابطه دهانی پیشرفت کرد که در موسسه لاغری ترگل به عنوان لیپو ساکشن استخدام شد .
چشمش به دیوار خشک شد نیامد پسرش دزد بود