Category Archives: text

در ستایش انگشت

  آن وقت ها ـمنظور بیست سال پیش است-منابع و امکانات مثل امروز نبود و امکانات و کون و مکان جهت گشنی تشنگان امور ذاله فراهم نبود . دوسدختر واژه ای بود غریب که تا سال ها بعد ما نفهمیدیم این واژه ترکیبی از دو کلمه دوست و دختر است .  آن روزها یکی از تفریحات

Continue reading »

ز ل ز ل ه …

بد هم نیست که یک شب وقتی که خواب هستی یکهو زمین بلرزه و تا بخواهی بفهمی چه اتفاقی افتاده زیر خروارها آوار خانه ات له بشوی و برای همیشه تمام شوی . مگر همین خانه و چاردیوار را دور خودمان نمی کشیم که حفاظتمان بکند از بیرون از جامعه از مردم و آرامش را

Continue reading »

رخوت خوب بی حالی

از یک حایی به بعد شل می کنی . دیگر هیچ اهمیتی حائز نمی شود . کم کم خسته می شوی و دلت میخواهد بنشینی یک گوشه برای خودت زل بزنی به دیوار روبرو و ناگهان می بینی ذهنت مثل همان دیوار شده است . اولش که بچه ای و مثل سنده در کوچه و

Continue reading »

در حستحوی زمان به گا رفته 5

مادر گفته بود لحظه سال تحویل زمین می لرزد و اگر خوب به تخم مرغ های رنگی که در بشقاب ملامینی که کم کم رنگش به زرد می زد گذاشته بودیم نگاه کنی می بینی که تکان می خورند . سال تحویل ساعت 12 و نیم شب بود و اولین بار بود که بدون ترس

Continue reading »

روز زن

چه فرقی می کند . گیرم عباس آشتیانی باشی یا پرهام معتضد . عباس کارمند عالی رتبه یک ارگان دولتی است که بیست سال سابقه خدمت دارد و هجده سال است با مرضیه محب زندگی می کند و حاصل ازدواجشان دو فرزند است . عباس کت و شلوار سرمه ای و پیراهن سفید می پوشد

Continue reading »