Archives by date

You are browsing the site archives by date.

زمهریر تابستان

لبم بهمن میکشد و قلبم تیر که همه عمر را اسفند دود کردم از پنجاه و نه تا هشتاد و نه دقیقه از نود هم گذشته روانم توان این وقتهای اضافه را ندارد بزن سوت پایان را بی پدر

در ستایش تنهایی

پنجشنبه را خانه دوستی بودم تا صبح. طرفهای ظهر آمدم خانه و دیدم ۵سالی می شود تنهایی جایی نرفته ام .اینقدر دور و برم درین چند سال شلوغ بوده است که هیچ فرصتی برای با خویش بودن نداشته ام . کوله ام را برداشته ام و بام تهرام آمده ام . الان هم نشسته ام

Continue reading »

باد ما را جر خواهد داد

روزی که فردایش مرد ، هوا ابری بود .پیرزن مدت ها بود لگنش شکسته بود و زمینگیر شده بود . باید با عصا و پای لنگان تعریفش می کردی . آنروز عصر به زور بدن چاقش را از زمین کند و خودش را کشاند پای پنجره گفت روزبه برایم یک صندلی بیاور ، نشست روی

Continue reading »