فشار قبر در میرداماد
گفتم مستقیم و تاکسی ایستاد . عقب نشستم و کنار دستم خانمی فربه و مسن نشسته بود و زیر لب ورد می خواند . هنوز چند متری نرفته بودیم، که صدایی بم و مهیب گفت ونک و تاکسی ایستاد .صاحب صدای مهیب جوانی بود حدود سی ساله که به طور قطع بالای 150 کیلو گرم