شاید برای خودم
بی تابی نکن درخت پیر چیزی به شکستن نمانده آخرین باد زمستانی در راه است
بی تابی نکن درخت پیر چیزی به شکستن نمانده آخرین باد زمستانی در راه است
سال 90 هم کم کم دارد جل و پلاسش را جمع می کند و می رود در حافظه تاریخ به صورت جرقه ای خاموش بایگانی شود . به جرات عجیب ترین سال زندگی ام بود .پر از حادثه پر از اتفاقاتی که هیچوقت هیچوقت فکر نمی کردم در زندگی با آن روبرو بشوم . سالی
دایره ارتباطات هر چقدر هم که وسیع باشد باز می توان دور آن خط محاط کشید . شکلی که از کشیدن این خط به دست می آید فضایی را تشکیل می دهد که در آن با آدمهای دیگر برخورد می کنیم ایجاد تعامل می کنیم و زندگی مان را طی می کنیم . هر آدمی
مردی که از آهن بود زیر اشکهای یکریز زنش زنگ میزد.
چگونه خواننده بشویم –قسمت دوم مواردی را در پست قبلی ذکر کردم و حالا می رسیم به نوشتن ترانه .نوشتن ترانه اصلن کاری ندارد و در اینجا چند نمونه را پیشنهاد می دهم . 1 . توالی فعل هر تعداد فعل که بلدید را به سرعت پشت سر هم ردیف کنید . اصلن مهم نیست
این عشق هم برای خودش حکایتی عجیب است . بیشتر مثل یک غلغلک می ماند که از همان روز که اولین موی زیر بغلت بیرون میزند شروع می شود و تا روزی که ریغ رحمت را سر می کشی دست از سرت بر نمی دارد . خداییش فکر کنید اگر عشق نبود چه بر سر