یوسف آباد خیابان سی و سوم یا اگر ر. اعتمادی بچه فرمانیه بود
01.11.10 - 06:31ق.ظ
دیروز با دوستی رفتیم شهر کتاب ابن سینا که انگار قرار است تغییر کاربری هم بدهد و دیدم کتاب جدید _از نظر من_ موراکامی آمده پس نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و آنرا خریدم و داشتم می رفتم سمت صندوق تا پولش را بدهم که چشمم به این کتاب سینا دادخواه یعنی خیابان 33 یوسف آباد افتاد و نه که برادر شکرالهی و تنی چند از دوستان تعریفش را کرده بودند آنرا هم به ثمن بخش 2400 تومان خریدم و راهی خانه شدم .
کتاب را دو ساعته خواندم . از ساعت 7 تا 9 کتاب 114 صفحه ای را خواندم و گذاشتمش کنار و اگر زمان بیشتری صرفش می کردم شاید از خواندنش پشیمان می شدم.به نظر من کتاب نه به آن بدی ها است و نه به آن خوبی ها که برادرا در خصوصش قلم فرسایی کرده اند بیشتر کتابی متوسط است که حقش بود چند تایی فروش کند و خواننده هایی برای خودش دست و پا کند و نه شایسته تعریف آنچنانی است و نه اینکه مصداق سیر قهقهرایی ادبیات معاصر ایران خوانده شود .
داستان چهار بخش دارد و از نگاه چهار انسان که در زمان اتفاق داستان به هم گره خرده اند روایت می شود مه متاسفانه زبان این سه تن بسیار نزدیک است و جاهایی نمی شود فرقشان را متوجه شد و بزرگترین ایراد داستان تفاوت فاحش قسمت اول با باقی قصه است که نشان می دهد نویسنده از همین نسل است و سایر بخش ها قابل لمس و در دسترس نیست . به نظر من اگر جملات استعاری را از داستان بگیری و بزک و دوزکش را پاک کنی با روایتی کلیشه ای و در حد عاشقانه نوشته های پاورقی روزنامه ها می شود رسید .
کتاب به نوعی تقلید از کافه پیانو در شیوه روایت است .همان نگاه بورژوایی به کالا و مصرف گرایی و روایت تعلق خاطر نویسنده به مارک ها و برندهایی که زندگی شهری را تسخیر کرده است با این تفاوت که بیانش در کافه پیانو کمتر توی ذوق می زند و در اینجا خصوصا در فصل اول جاهایی تهوع آور می شود . شاید هم برای من که از پاساژ گردی و windows shopping متنفرم اینطور بوده است .
داستان خیلی سر راست است و هر چقدر خواندم تا جذابیتی در ادامه داستان برای تعقیبش پیدا کنم بیشتر مایوس شدم .
اما کتاب خوبی هایی هم دارد نثرش روان است و جمله های خوب زیادی در آن می شود یافت .اما مملکتی که هدایت و گلشیری را تجربه کرده و همین امروز سناپور و چهلتن و رضا قاسمی دارد آنوقت اینچنین کتابی نباید در صدر قرار بگیرد و حتی در محافل ادبی و روزنامه ها درباره اش بحث می شود در کل می توانم بگویم یوف آباد خیابان سی وسوم اولین تجربه سینا دادخواه است که با کمی ارفاق می تواند نمره قبولی اولین اثر نویسنده باشد.
نخوندمش! فقط همین :دی
آخيش منم همين نظر رو داشتم اما ميترسيدم نظرم رو بگم حسم خيلي با اين كتاب در گير نشد
یوسف آباد خیابان سی و سه؟ دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم؟ البته شاید بی ربطه.
به هرحال من کافه پیانو رو نخوندم چون یه سری نقد دیدم ازش اتفاقا در مورد همین تظاهرات ی بورژازی اش و به این نتیجه رسیدم که نه… من حق ندارم این ظلم رو در حق اعصابم کنم. اما گفته شده بود که نثر کتاب یه تقلید کاریکاتورانه از ناتوردشته و حالا شما می گی که این از اون تقلید کرده…
من که هیچ کدوم از این دو داستان رو نخوندم اما موافقم… حداقل اگه نویسنده ی خوب کم داریم این محافل ادبی و روزنامه ها نباید تیست مردم رو خراب کنن!
اون “از نظر من” كه در مورد موراكامي نوشتي يعني اينكه از نظرت جديد بود (منظورت پس از تاريكي) يا اينكه اسم كتاب جديدش؟ حالا در صورت دوم احتمالا من سوتي دادم و از شهر كتاب ونك، ساعي، نشر چشمه و نشر ثالث خواستم اين كتاب جديد رو، و اگر من سر كار رفته باشم بايد با وجدان ناراحت بخوابم امشب از تكاپويي كه در دلشان انداختم براي كتابي كه شهر كتاب ابن سينا داره و اونا ندارن و ديگه روي برگشتن به هيچ كدومشون رو ندارم!!!!!!!!!!
جدا انگار کتاب جدیدشه
سلام روزیه
“ثمن بخش” غلط است، درستش “ثمن بخس” است
میدونم عزیزم اشتباه تایپی بوده:)
سلام منم با نظرت موافقم.