تساوی حقوق
03.04.10 - 10:52ق.ظ

این عکس را در بندر انزلی گرفته ام
canon 30 d sigma 10-20 edited in lightroom
03.04.10 - 10:52ق.ظ

این عکس را در بندر انزلی گرفته ام
canon 30 d sigma 10-20 edited in lightroom
11.18.09 - 07:39ق.ظ
در خبرها آمده بود سه مرد که با مرد دیگری مشکل داشته اند شبانه به خانه او حمله کرده و به همسر او در جلوی چشمان کودکان مرد تجاوز کرده اند . اینکه تجاوز از بدترین شکل های برخوردهای انسانی است و قباحتی دارد ورای تصور شکی نیست .اما نکته ای که در این جریان برای من تاسف بار تر بود همین نگاه سنتی و تهوع آور به زن به مثابه متعلَق مرد است .و این دید در قاطبه مردم جاری است که زن ناموس مرد است و این مرد می تواند پدر همسر برادر و یا حتی دوست باشد و زن را از دیدگاه اموال مرد می بیند و بسیار دیده ام مردانی را که به هم می رسند و از باب احوال پرسی در خصوص همسر طرف سوال از خوب بودن متعلقات می کنند .
همین دیدگاه باعث می شود که این سه نفر برای انتقام گرفتن از مرد خانه به حریم او تجاوز می کنند و به همسرش تعرض می کنند تا به نوعی داغی بر دل و پیشانی مرد بگذارند که تا ابد از یادش نرود که با یکی از مهمترین اموال او چه ها که نکرده اند . نوع تخفیف یافته همین قضیه را به کرات در خیابان و گذر می بینیم که دو نفر به محض اینکه خشمشان از حدی فراتر می رود شروع می کنند به ضم خویش نوامیس یکدیگر را با عبارات جنسی خطاب قرار دادن و هر چه در پشت ذهنشان از روابط جنسی می دانند به همسر و مادر و خواهر طرف مقابل نسبت دادن که این هم به نوعی تجاوزی مجازی به کسانی است که روحشان از جریان قرار ندارد .
این تجاوزی هم که رخ داده مصداق بین همین نگاه احمقانه است و این سه نفر کارگر به قطع یقین بضاعت مالی و ذهنی اندکی داشته اند پس از اخراج از کار که دست شوهر را در کار می دیده اند چنان دچار خشم شده اند که به خانه فرد رفته و به همسرش تجاوز می کنند و حقیقتی است که رسد آدمی به جایی که دیگر خدا را هم نمی بیند و آن موقع است که مردمانی که نه بر اساس وجدان که بر اساس ترس از موجودی که در بالای سرشان تصور می کنند که به مسند عقوبت نشسته دست یه هر کاری می توانند بزنند .
قانون هم دستگیرشان می کند و به جرم فساد فی الارض اعدامشان می کند و دوباره دور ابلهانه پاک کردن معلول های بینوای جامعه ای بیمار رخ می نماید . جامعه ایران همانند دیگر جوامع عقب افتاده دنیا است پر از بیماری های مشابه و کمبود های همانند و با این تفاوت که تابویی بزرگ از امیال جنسی ساخته است و این نیاز طبیعی بشر را چنان کلاف سردرگمی کرده که جای پایش در تمام شئون زندگی پیدا است .
07.14.09 - 09:36ق.ظ
زنان دیار من
لای پایشان تخمی است که درش
به وسعت افکار سیاه تو مرد
جرات دارند
03.09.09 - 11:54ق.ظ
به دنیا که می آیی در گوشت اذان می خوانند و به همین سادگی اولین ناخودآگاهت ،آگاه به کلامی می شود که تا آخر عمر همه دلالتهای معنویت از آن استنتاج می شود .کودک که هستی تو شیر و شمشیری و او موش و خرگوش ،بسیار می شنوی که گناه دارد دختر است زن است او را خدا زده تو دیگر اذیتش نکن . از همین جا میفهمانندت که تو قدرت برتری و اگر او این موجود منفعل را آزار نمی رسانی صرفا به خاطر دلسوزی شخص تو است و الا مختار به هر عملی هستی .
به مدرسه که می روی کم کم بدت می آید با او بازی کنی و این قضیه هست تا اینکه هورمونهای جنسی ترشح کنند و بدنت مو دراورد آنوقت است که که در آروزی حرف زدن با اویی و مجالی نیست مگر دختر عمو و خاله که آنهم در هزارتوی مناسبات خانوادگی گیر می کند و دست و دلت باز خالی می ماند و اولین درکت از جنسیت خیالپردازی های همکلاسی ها است و فیلم های پور نویی که در مدرسه دست به دست می شود و همین می شود که فهم تو از معاشقه به گشنی تنزل می یابد و هر چه فکر و اندیشه داری صرف پر کردن چاه حمام می کنی حمامی که ترسی که مدرسه و متولیان نفهمش از خود ارضایی به تو داده اند باعث می شود احساس گناه از اولین ادراک های جنسی با تو باشد .
همه درهای روابط به روی تو بسته است تا اینکه به دانشگاه می روی و هجمه ای از عطر خوش زن خفه ات می کند .همین می شود که سال اول دانشگاه فکل کراواتی و سیگاری می شوی و برای یکی از جمعیت نسوان حاضری سرت را بدهی .اما نگاهت به زن همان موش ترسوی قابل ترحمی است اسباب لذت تو می تواند باشد و از همان ناخودآگاهت به گناه آلود بودن و خدازده بودنش ایمان قلبی داری و اگر تو او را نمی زنی دلیلش این است که گناه دارد و الا حق اینکار را همیشه برای خودت قایل هستی و اگر روزی پا را فراتر از حد گذاشت طبق سنت و شرع هم مختاری که زیر دست و پا لهش کنی .
با تمام این پیش فرضها در سال سوم دانشکده که فشار جنسی کمتر شده می خواهی خودت را اثبات کنی و از همه ایسم های قدیم یکی همین فمینیسم است که هم دهن پرکن است و هم با کلاس پس می روی جنس دوم دوبوار را می خوانی و همین یک کتاب را خوانده نخوانده احساس می کنی فمینیست دو آتشه شدی و همه جا حتی برای بی بی 90 ساله ات از برابری زن و مرد می گویی اما کافی است پارتنرت پا را از گلیم فراتر بگذارد تا دوباره همان سیستم مرد سالار کهن به دادت برسد و پدرش را در بیاوری و تحقیرش کنی .تازه بماند اگر بخواهی زن بگیری که تا ته و توی کل زندگی زن بیچاره را درنیاوری سراغش نمی روی و بعد هم زن برایت می شود ماکروفری که واژ نی دارد و هر از گاهی بچه ای هم برایت می پزد.
آری برادر داستان حقوق زنان در ایران با امثال من و توی به اصطلاح روشنفکر که بوی کهنگی مغزمان حال هر انسانی را بهم می زند و زنان منفعلمان که می نشینند تا مرد روی سرشان بر یند و روشنفکرهایی که از حق طلاق دم می زنند و از آن ور سر مهریه چونه می زنند و آزادی زنهای فرانسوی را می خواهند و کو نگشادی زنهای عرب نباید توقع داشته باشی که روزگار بهتر از این شود
پی نوشت : دیدم ولی بسیار اندک زنانی را که روی پای خویش ایستاده اند و برای حق طبیعی زندگی در جهان در سال 2009 تلاش می کنند .زنانی که به حق شیر زنند و قابل احترام اما مردها هر کدام را که دیدم یکجای کار می لنگید اساسی هم می نالید .زنان فهیم از مردان فهیم بهتر و کمترند .